تبلیغات
تقدیر

ساقیا بده جامی زان شراب روحانی ... تا دمی بیاسایم زین غبار جسمانی

دلم گرفته

نویسنده :سهیل بی نشون
تاریخ:سه شنبه 25 اردیبهشت 1397-12:40 ق.ظ

سلام به همگی.
امروز از اون روزهایی بود که دلم گرفته بود. علتش هم نمیدونستم. الان هم نمی دونم چرا اینطوری هستم. سعی کردم با ورزش و استحمام و ... حال خودم عوض کنم. زیاد فایده ای نداشت. گاهی آدم نمی دونه علتش چیه که دلش می گیره. مثل یک آه سوزناک. انگاری یکی از اعماق دل آدم داره گریه می کنه و سوزش میرسه به آدم. حالا از ما خواهش و تمنا که لطفا آروم باش چته و از اون خاموشی و سکوت. گاهی اوقات این سکوتها مرگباره. آدم رو از همه چی سیر میکنه. گاهی اوقات هیچی آدم رو آروم نمیکنه. نه ثروت، نه خوراکی، نه سفر، نه هرچیز دیگه ای.
گاهی وقتها پیش خودم فکر میکنم خدا اگه قرار بود منو به راه پیشرفت و درست حسابی بندازه تاحالا می انداخت. با اینکه خیلی از خدا خواستم ولی نداده. من نمیدونم چرا خدایی که بی نیازه چرا نمی بخشه؟ خدایی که اسمش بخشنده است چرا نمیده و یا اگه میده، دیگه دیر شده. خدایی که از رگ گردن بهمون نزدیکتره ما بهش میگیم خب دوکلوم هم شده با ما حرف بزن به جایی بر نمیخوره. ولی هیچ صدایی نمیاد. یکبار توسط یک گروه از دزدان زورگیر محاصره شدم هیچ وقت یادم نمیره اگه پول نمیدادم، زنده بیرون نمیرفتم. اونجا از خدا مایوس شدم. خیلی بهم برخورد. حتی ممکن بود راحت چاقو بخورم یا خفه ام کنند. اونجا دلم از خدا گرفت. اگه یکی از امامها بود، فوری یک امداد غیبی براش اتفاق میافتاد. ولی انگار جانِ ما زیاد هم مهم نیست. اگه بمیریم هم بقیه نهایت یکساعت گریه کنند، بعد که خاکمون کردند همه فراموش می کنند. نه تنها ما که مثل سیاهی لشکریم، حتی بزرگان و افراد مشهور هم همینطور. خسروشکیبایی رو همه میشناختن. تا اسمش نمیاوردم کسی یادش نمیافتاد. روحش شاد. یک مثال بود. هرکی گرفتار خودشه. هرکی توی کار خودش مونده. کل عمرمون داریم دور خودمون می چرخیم. مخصوصا توی کشورمون که یکروز من دل خوشی کامل ندیدم. همیشه آرزو داشتم که ازین کشور برم. برم یکجایی که سیستم زندگیمو عوض کنم. شاید شادی بیاد سراغم. شاید پیشرفت کنم. شاید عمرم صرف چیزای بهتری کنم. اونطور که میخوام زندگی کنم. کشور ما گورستان آرزوهاست. توی ایران همه یاد می گیریم که چطور خفه بشیم و دم بر نیاریم. سیاسی شد...خخخ. دیروقته. فعلا شب خوش دوستان.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد سریال پایتخت 5

نویسنده :سهیل بی نشون
تاریخ:سه شنبه 21 فروردین 1397-11:36 ب.ظ



نقد سریال پایتخت 5
 
     در اینکه چقدر دست اندرکاران این سریال برای فراهم کردن آن تلاش و هزینه داشتند شکی ندارم. قصد من فقط نقد سریال هست. هدفم بهبود کارایی و عملکرد سریال و فیلم توسط کارگردانان محترم می باشد. این را هم بگویم که بنده هیچ تخصص در زمینه هنر فیلم ندارم و فقط یک تماشاچی ساده هستم.

    1- بهتاش:
        سوالات بسیاری در اذهان بینندگان ایجاد می شود که چرا بهتاش (که اشتباهاً بسیاری منجمله خودم ابتدا فکر می کردیم که نامش "بهداشت" است) براحتی به نقی و بقیه دروغ می بافد؟ چرا بهتاش با قد بلند معرفی شده است؟ از این قد بلندش در فیلم چه استفاده ای شده است؟ چرا بهتاش موهایش را شبیه موهای بسیاری از همجنس بازان رنگ کرده است؟ چرا بهتاش همیشه دردسرساز و بی ادب است؟ چرا با اینکه دست و پا چلفتی است و یکبار هم ممکن بود همه اعضاء خانواده را به کشتن بدهد( بخاطر مصرف سیگار حاوی مواد افیونی)، باز با این حال به او سلاح می دهند؟

     2- رحمان و رحیم:
           بسیاری از ما هنوز نمی دانیم تاثیر این دو کاراکتر در سریال چه بوده است؟ دو برادر دوقلو که ظاهرا آشنایی به موسیقی و گیتار دارند و به ندرت اجراء کوچکی انجام می دهند. حتی در کار آرایشگری ناوارد هستند و در ترکیه همراه با بهتاش ایجاد درد سر می کنند. می توان گفت بخاطر ضعف نقش آنها، از قدرت سریال کاسته شده است. خیلی ها برایشان سوال بود که چرا در این سریال به مدلهای موی نامتعادل این دوقولوها، بهتاش و کاراکتر صاحب آرایشگاه اشاره زیادی شده است؟

     3- سارا و نیکا:
           که بعنوان دختران خانم ریما نقش آفرینی می کنند، عملا دیالوگ خاصی ندارند. مهمترین نقش آنها در قسمت آخر و تحریک احساسات مردم بوده. آنجا که داعشی آنها را حوری خطاب می کند و با پوتین خود، چانه یکی از آنها را بالا می آورد. درحالیکه می توانستند عملکرد قوی تری داشته باشند. اینها ضعف نویسندگی سریال است.

     4- بابا پنجعلی:
            با اینکه این کاراکتر را یک هنرپیشه قدیمی و کارکشته یعنی آقای علیرضا خمسه بعهده داشت، عملکرد چشمگیری ارائه نداد. محدود میشد به نمازخواندن و دیالوگهای بسیار کوتاه مثل: نقی! ، منم میام! نهار نخِردم! الکی میگه! بریم علی آباد! علی آباده؟! بخوابونم توی گوشِت؟! این نقش با این وضعیتها را می توانستند به یک پیرمرد واقعی بدهند با عکس العملهای واقعی تر و هزینه کمتر البته! درست است که ایشان شخصیت محبوبی در سینما هستند، همین موضوع، توقع بینندگان را بیشتر بالا می برد. لذا بیننده انتظار بیشتری دارد. کار خاصی در کل از ایشان ندیدیم!!! همچنین در لب ساحل دیدیم که ایشان عینک خود را به دست دارند ولی از قرار معلوم بقیه حتی ساعت مچی و زیور آلاتشان در طوفان سهمگین دریا گم شده بود!!!

     5- زن انگلیسی- الیزابت :
           این شخصیت گرچه در سریال بعنوان یک داعشی معرفی شده است ولی نکته اینجاست که با توجه به چیزی که خود این کاراکتر می گوید، برای دیدن شوهرش به سوریه آمده! پس هیچ انتظاری نداریم که او بتواند بر تمام سلاح ها مسلط باشد و مثلا بداند چطور با تیربار نفربر شلیک کند یا با سلاح ام 16 دقیقا بتواند در حین حرکت خودرو، پیشانی نفر را هدف بگیرد. ولی در سریال، به بقیه مشاوره می دهد که چطور شلیک کنند. و نیز داستان اینکه چطور از دست داعشی که او را برای عقد گرفته بود براحتی فرار کرده است جای بسی ابهام و سوال است که در سریال، برای بیننده نامفهوم و پاسخ داده نشده باقی ماند! و هم چنین از نگاه بنده، ایشان بسیار بسیار فهیم تر و باهوش تر از تمام کاراکترهای دیگر عمل کردند. از لحاظ فکری و عملی از همه ایرانیها و عراقیها سرتر بودند. موقع نماز جماعت ایرانیها و اعراب سوری، به چیز درستی فکر می کند، موقع خواب به فکر نگهبانی دادن است و تذکر می دهد، موقع سوار شدن به نفر بر می داند که باک نفربر کجاست ولی با این مهارتها در قسمت آخر، به او هیچ سلاحی داده نمی شود. می توانست از درون زیرزمینی که با بقیه زن و بچه ها بود براحتی فرار کند و سلاح گیر بیاورد اگر آموزش دیده بود!

از دید نظامی:

    بعنوان کسی که در زمینه نظامی کار کرده ام، متعجب هستم که چطور با اینکه از سلاح جنگی واقعی درون سریال استفاده شده ولی حتی یک مربی کار کشته آنجا نبوده که مشاوره نظامی بدهد تا ضعف های سریال را بپوشاند!
- در هنگامیکه نفربر جنگی سوار می شوند و از آن روستا خارج می شوند، از کنار یک نفربر راکد دیگر براحتی عبور می کنند! بدون اینکه توقف کنند و آنرا بازرسی کنند تا احتمالا مهمات و مواد غذایی و سوخت پیدا کنند.
- در همین مسیر روستا به طرف لازغیه، با خودروی داعش روبرو شده و موفق به انهدام و کشتن آنها می شوند ولی حتی یک دقیقه به خودشان زحمت جمع آوری غنایم نمی کنند! با اینکه حداقل الیزابت داعشی باید حرفه ای باشد! (با دلایلی که قبلا گفتم) و یک حرفه ای بخاطر حفظ جان خودش هم شده مهمات سلاحش را باید تامین کند.
- در هنگامی که به کارخانه آمدند، هیچ نگهبانی نگماردند و باز ما از الیزابت انتظار مشاوره داشتیم. ولی او در قسمت کارخانه، هیچ کارایی خاصی نداشت!!!
- انتظار داشتم تا بعد از هلاکت داعشی ها در کارخانه، فوراً از جعبه های مهمات استفاده کنند یا حداقل بقیه افراد بزرگسال حتی سارا و نیکا را مسلح کنند ولو با یک نارنجک دستی. وقتی که پسر سوری جرات کرد که فرار نکند و نعش پدرش را عقب بکشد، پس چرا ایرانیها این جرات را نداشتند که بقیه نعشها را مخفی کنند؟؟؟ آمبولانس را هم مخفی میکردند. یا با آمبولانس و یا تویوتا به طرف نفربر حرکت میکردند.
- در کل برای همه عجیب بود که چرا شخصیت "نقی" که پشت هم غش و ضعف می کند، بتواند شاهکار آفرینی کند و کار آخر را یکسره کند!!!
- برای همه عجیب بود که چرا فرد داعشی نتوانست یک نفر بر زرهی را از فاصله 50 متری با ده متر خطا هدفگیری کرده و خودروی کناری را منهدم کند! (شاید هم مواد توهم زا مصرف نموده بود الله اعلم! )
- در هنگام شلیک دوشکای نفربر، پوکه های ام 16 نشان داده می شود که در یکجا بطور متمرکز ریخته شده است!!! اولا که کالیبر دوشکا 12 میلیمتری و بزرگتر است و ثانیا در هنگام شلیک هر سلاحی پوکه ها بطور نا هماهنگ در هوا پرتاب می شوند و خیلی به ندرت مگر اینکه درجا هزاران تیر بزنند تا سی تا پوکه فشنگ در یکجا متمرکز یافت شود!

فعلا همینها به ذهنم رسید که بنویسم . منتظر نظراتتان هستم. لطفا از بقیه مطالبم دیدن کنید. با تشکر
          




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بی عرضگی میهن بلاگ

نویسنده :سهیل بی نشون
تاریخ:پنجشنبه 4 آبان 1396-09:44 ب.ظ

سلام.
الان مدت خیلی زیادی هست که در نظرات وبلاگها، پر از اسپم های خارجی وجود داره که باعث زحمت ما وبلاگ نویس ها میشه. به همین دلیل من نظرات وبلاگ رو حذف کردم. متاسفانه مدیریت میهن بلاگ بسیار بسیار ضعیف هست. اینها قادر نیستند از وبلاگها حمایت کنند.
از این گذشته چندبار به مدیریت میهمن بلاگ نامه نوشتم و درخواست کردم تا مشکلات برنامه نویسی وبلاگ رو درست کنه. چندسال قبل این مشکل برام پیش اومد که امکان ویرایش و حتی دیدن مطلب وبلاگ خودم رو نداشتم چرا که یک وبلاگ دیگه در صفحه من ناخاسته باز میشد. این ایراد هنوز هم که هنوزه برطرف نشده. و من به همین دلیل مجبور شدم اون مطالبم رو از وبلاگ کاملا حذف کنم. برای مدیریت تیم میهن بلاگ واقعا متاسفم. و پیشنهاد می کنم سایت دیگه ای رو برای وبلاگ نویسی انتخاب کنید. متشکرم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طایفه "فیوج" را بهتر بشناسید.

نویسنده :سهیل بی نشون
تاریخ:چهارشنبه 15 شهریور 1396-10:44 ق.ظ

طایفه ی فیوج از کجاست؟ و عمده فعالیت آنها چیست؟


عده ای از فیوجی ها با لباس مبدل پلیس دستگیر شده اند.

     چند سال قبل هنگامی که روی وانت داشتم میوه خالی میکردم متوجه ماشینی شدم که به من اشاره میکرد به طرفش بروم. درحالیکه کیف کمری پر از پول به خودم بسته بودم به طرفشان رفتم. بصورت دست و پا شکسته انگلیسی و فارسی را با لهجه عربی صحبت میکرد و یک خانوم هم کنارش نشسته بود. به من گفت که میخواهم برم پمپ بنزین و پول ایرانی هم ندارم. اگه ممکن هست شما برایم تبدیل کنید. من این را رد کردم و آنها شروع کردند به حقه بعدی و خواستند با پولهای ایرانی آشنا شوند. متاسفانه من هم سادگی کردم و اجازه دادم جلوی چشمهایم پولها را از کیفم خارج کنند تا نگاه کنند. در هنگام برگشت پولها پایشان را گذاشتند روی گاز و فرار کردند. یک ماشین هم کنار من ایستاده بود و نگاه میکرد. راننده اش پرسید: ببینم پولت رو زدند؟ من اینجا پارک کردم چون بهشون مشکوک شدم.
نگاهی به پولهایم کردم و احتمال دادم حدود 80 هزار تومان دزدی کرده اند ولی نمی توانستم ریسک کنم و دنبالشان بروم چون ممکن بود همین ماشین نقشه داشته باشد تا میوه ها را از من بدزدد. متوجه شدم که هم ماشین اول و هم ماشین دوم در جایی پارک کرده بودند که دور از دید دوربین مدار بسته بود. بخاطر همین بود که از من میخواستند از وانت پیاده شوم و به طرفشان بروم تا از دید دوربین دور باشند.

     دو روز قبل از امروز همین طایفه فیوج، به مادرم در وسط خیابان برخوردند. و به بهانه اینکه میخواهند برای مادرشان طلا بخرند با چرب زبانی به زور النگو و گردن بند مادرم را در آورند و در داخل کیسه ای که داخلش لباس بود گذاشتند و به مادرم دادند. گفتند این لباسها را به فقرا بدهید تا در حقمان دعا کنند.
     وقتی مادرم  برگشت متوجه شد طلاهایش نیست. نگو که کیسه را سوراخ کرده بودند و از انتهایش طلاهایش را ربوده بودند.

حال بیشتر با این طایفه ی دزد آشنا شویم:

دنیای تبهکاری باند فیوج ها
نگاه کارشناسانه به باندی که مجرم پرورش می دهد



    سال های زیادی است که شبکه های تبهکاری مخوفی که گردانندگان آن اعضای طایفه فیوج هستند پلیس را با دوئل های تحقیقی و اطلاعاتی زیادی مواجه کرده است.
    این دزدان وقتی دستگیر شدند نگران نیستند تا جایی که یكی از تبهکاران جوان با خونسردی گفت در زندان تنها نیست و بستگان زیادی دارد که دور هم هستند.
    فیوج؛ این واژه غریب چندین سالی است كه بار ها و بار ها شنیده می شود، طایفه فیوج گروهی خانه به دوش هستند که از سرزمین  هند به کشورمان آمده اند و با پوشش های مختلف دست به دزدی های گسترده می زنند. این تبهکاران هم اکنون در چند استان کشور زندگی زیرزمینی دارند و شناسایی آنان شاید سخت باشد، ولی پلیس در تعقیب سایه به سایه اعضای خلافکار این طایفه بزرگ هست.
    اعضای این طایفه بزرگ از سالیان بسیار دور بیابانگرد بوده اند و در شبه قاره هندوستان زندگی می کردند و زبان مشترک شان زبان رومی است. این طایفه در قرن 11 میلادی سرزمین خود را ترک و به سوی غرب مهاجرت کردند و به چند دسته تقسیم شدند. دسته ای از آنان وارد خاک ایران شدند. دسته ای به عربستان و سوریه، دسته ای به ارمنستان و دسته آخر به اروپا رفتند، اما دسته ای از آنان که از مرزهای شرقی و جنوب شرقی وارد ایران شده بودند ابتدا کرمان را برای زندگی انتخاب کردند، سپس در نقاطی همانند کرمانشاه، کردستان، مازندران، گرگان، فارس، اصفهان، بوشهر، آذربایجان، همدان، زنجان، خراسان، تهران و کرج ساکن شدند.
    اعضای این طایفه بزرگ در مسیر تحولات خود به زبان فارسی، لری، کردی، ترکی و عربی مسلط شدند و حتی در رفت و آمد های غیرقانونی شان به کشور های دیگر به زبان هندی، اردو، عربی، روسی، چینی، انگلیسی و ایتالیایی نیز آشنایی کامل پیدا کردند.
   
    آداب و رسوم فیوج ها
    در هر دسته از فیوج ها یک مرد که سن بالایی نیز دارد به عنوان رئیس شناخته می شود که نقش پایان دادن به اختلافات و مشاجرات درون قبیله ای را دارد و وظیفه تقسیم اموال دزدی را برعهده می گیرد، فرد کولی در جامعه فیوج تابع بی چون و چرای این قوانین است و رئیس طایفه صاحب اختیار جان و مال همه افراد زیردست خویش است و تنها فرمان وی قابل اطاعت و اجرا است.
    در این جامعه غیرعادی، بسیاری از دختران زیر 20 سال ازدواج می کنند و خانواده عروس برای اعلام موافقت با ازدواج از خانواده داماد شیربها می گیرد و مبلغ شیربها براساس مهارت های تبهکارانه عروس خانم است. به طور مثال، اگر عروس سرقت کف زنی و سرقت خانه روی یا رانندگی و آشپزی بداند یا آشنایی به زبان های مختلف دنیا داشته باشد برای هر كدام از مهارت هایش ارزش جداگانه ای قائل می شوند و مبلغ شیربها را بر مبنای آن تعیین می کنند. البته ازدواج های آنان درون طایفه ای است و با شخص غیر از طایفه ازدواج نمی کنند.
    طایفه فیوج در نقاط گوناگون جهان، مذهب رسمی کشوری که در آن ساکن هستند را می پذیرند، ولی آنچنان به آداب و رسوم مذهبی مقید نیستند.
    این افراد بی سواد یا کم سواد هستند و در بدن آنها خالکوبی به فراوانی وجود دارد، بیشتر از لباس های هندی، پاكستانی و کردی استفاده می کنند و در خانه هایشان دکور های هندی و پاکستانی زیادی دیده می شود.
   
    تیره های فیوج ها
    کولی ها در مناطق مختلف دنیا به اسم ها و شهرت های مختلف مشهورند، به عنوان مثال هلندی ها آنان را هایدن یعنی کافر، بت پرست، ترک ها به اسم چنگانه به معنی چنگ زدن، عرب ها حرامی، مصری ها به اسم عجر یعنی بی عفت، اسپانیایی ها جیتانو، هندی ها مانوش و آلمانی ها زیگرنر می شناسند، اما در ایران آنها به فیوج یا کولی ها معروف هستند و به 3 طایفه بزرگ به نام های طایفه سندی که خود شامل 9 تیره، طایفه بداغی سوری که شامل 8 تیره و طایفه بداغی جودکی که شامل 9 تیره هستند.
   
    طایفه سندی
    چنگیزی، بخشی، پاهنگه، افغونها، پاشاخانی، رعت واره، آقاجانی، نهاوندی و علی واره تیره های این طایفه فیوجی هستند.
   
    طایفه بداغی سوری
    این تیره به عرب ها شباهت دارند که قبیله ای در سرزمین های اشغالی زندگی می کردند که از آنجا به اردن، عراق و سپس به ایران آمده اند. عراقی، حیدری، میرزابیگی، تانویس یاگر، حسینی، قربان خانی، اصفهانی، نامداری و سگ واره تیره های این طایفه فیوجی هستند.
    طایفه بداغی جودکی
    این طایفه چند فیوجی خطرناک ترین طایفه به حساب می آید که بیشتر شبیه کرد ها هستند، جودکی، کلاه سیاه، دست و رو نشسته، عراقی، بابایی، میخانی، یرونچخن و سنقری تیره های این طایفه خطرناک را شامل می شوند.
   
    فعالیت های تبهکارانه فیوج

 باند پسرخاله ها یکی از شبكه های مهم تبهکار بود که از طایفه فیوج کلید خورد، در این باند 11 تن از تبهکاران حرفه ای فیوج دست به سرقت های گسترد ه ای در کشور های حاشیه خلیج فارس و کشور های جنوب شرقی آسیا زده بودند. اعضای این باند با خروج غیرقانونی از کشور و ورود غیرمجاز به کشور های خارجی، در فروشگاه ها و مراکز تجاری اقدام به کف زنی و سرقت می کردند.
    رئیس این باند به هزار سرقت در آن کشور ها اعتراف کرد.
    یکی دیگر از شبکه​های تبهکاری فیوج ها، بوفالو ها بودند، اعضای این باند را 15 تن از سابقه داران فیوج تشکیل داده بودند که با پوشش پلیس طعمه هایشان را در اطراف بانک ها، مراکز تجاری و صرافی ها شناسایی می کردند و در کمترین زمان ممکن آنها را مورد دستبرد قرار می دادند. رئیس این باند معروف به بوفالو پس از آزادی از زندان دوباره فعالیت های مجرمانه اش را ادامه داده است.
   
    باند «لطیف»
    رئیس این باند که همراه 6 تن دیگر از همدستانش تحت عنوان ماموران پلیس دست به دزدی می زدند پس از چندین ماه تعقیب و مراقبت های شبانه روزی دستگیر شدند و به بیش از 60 سرقت اعتراف کردند که ارزش یکی از دزدی هایشان 120 میلیون تومان بود. رئیس باند هنگام فرار با اصابت 3 گلوله پلیس از فرار بازماند.
    باند «امین آبگوشت»
    اعضای 4 نفره این باند به 30 سرقت و کف زنی اعتراف کردند و صد ها تن از طعمه های آنان در شکایت هایشان ادعا کرده
    بودند که کف زنی ها
    به​حدی سریع بوده است که نتوانستند دزدی را تشخیص بدهند.
   
    باند چشم بادامی ها
    این باند بیشتر در کشور های جنوب شرقی آسیا فعالیت می کرده اند و در یکی از سرقت هایشان با پوشش پلیس مالزی از تیم ملی تیراندازی ایران سرقت کرده اند.
   
    باند عزیز قلدر
    24 تن از اعضای این باند جزو حرفه ای ترین ها و بیشترشان سابقه دار بودند و بار ها توسط پلیس دستگیر شده بودند، رئیس این باند که قبلاً عضو باند بوفالو ها بوده پس از آزادی از زندان تشکیل باند جدیدی داده بود و با تغییر شگرد به دزدی از خانه های ویلایی و آپارتمانی روی آورده بود که در بازجویی ها به 300 سرقت اعتراف کردند که ارزش اموال به بیش از 5 میلیارد تومان می رسد.


  کافی است در قسمت تصاویر گوگل سرچ فقط بنویسید فیوج تا متوجه شوید تمام این طایفه، دزد و جیب بر و سارق هستند.

من به نوبه ی خودم در شناساندن این طایفه ی خطرناک کوشا بودم. شما هم می توانید در این امر سهیم باشید با به اشتراک گذاری مطالبم. مطلب هشدارهای ایمنی را هم بخوانید. بسیار متشکرم





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

***** هشدارهای امنیتی که باید ، باید، باید حتماً بدانید*****

نویسنده :سهیل بی نشون
تاریخ:شنبه 25 دی 1395-05:24 ب.ظ

 خواندن این مطالب به شدت توصیه می گردد. آگاهی حق شماست:

1- در هنگام عبور پیاده از خیابان، کیف خود را با دست راست و کمترین فاصله به منتهی الیه راست خود حمل کنید.
2- از معرض نمایش گذاشتن طلا و زیور آلات خود در محیط های عمومی جداً پرهیز کنید.

3- در هنگام استفاده از موبایل سعی کنید از هندز فری استفاده کرده و یا در غیر این حالت، به اطرافتان نگاه کنید و هوشیاری از خود به خرج دهید تا در بروز خطر بتوانید عکس العمل مناسب نشان دهید.
4- در هنگام سوار شدن به تاکسی سعی کنید در صندلی جلو بنشینید و هرگز از مسافرکش های شخصی و یا با تابلوی جعلی آژانس روی سقف آنها، استفاده نکنید. (ادامه مطلب را ببینید)


ادامه مطلب

نوع مطلب : داستان واقعی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کلاهبرداری و دزدی فروشگاه اول مارکت، برنامه دورهمی یا "3080" از مردم

نویسنده :سهیل بی نشون
تاریخ:جمعه 7 خرداد 1395-12:56 ب.ظ

دزدی و کلاهبرداری پیامکی 3080 "اول مارکت" : شماره های : 3080 و 30703

       «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:

 

      مَن غَشَّ مُسلِماً فی‌ شِراءٍ أو بَیعٍ فَلَیسَ مِنّا و یُحشرُ یَومَ‌القِیامَةِ مَع‌الیهودِ لِأَنَّهُم أَغشُّ الخَلقِ لِلمُسلمین.

 

      کسی که با مسلمانی در معاملة خرید و فروش تقلب و خیانت کند
      پیرو ما نیست و در قیامت با قوم یهود که خیانتکارترین خلق خدا نسبت به مسلمانان به شمار می‌آیند
      محشور خواهد شد. (سفینه، ج 2، ص 318)



دزدی اول مارکت و مهران مدیری

           مراجع قضائی و حقوقی ، مسئول محترم ! صدا و سیما، پلیس قضایی و فتا ، علماء و روحانیونی که دغدغه رعایت عدالت اسلامی دارند حتما بخوانند.


دزدی اول مارکت و مهران مدیری

1- ابتدا به ساکن پیامکی به شما می دهند که در آن درج شده است فقط با ده هزار تومان!!! می توانید در قرعه کشی برنامه دورهمی شامل جوایز میلیاردی سانتافه ، بنز، تبلت و هزاران گوشی همراه و ... شرکت کنید.

2-بادیدن جمله ی فقط با ده هزارتومان...، هر عقل سالمی کنجکاو می شود تا شانس خود را امتحان کند.

3- پس از تایید شرکت در قرعه کشی ، بلافاصله ده هزار تومان شما پرید! و بجای اینکه کد قرعه کشی به شما اعلام کنند، پیامکی به شما می دهند که می گوید صد هزار تومان شارژ خرید اپلیکیشن به شما تعلق گرفته. اگر می خواهید در قرعه کشی میلیاردی سانتافه و بنز  ... و نیز استفاده از شارژ 90 هزار تومانی و اپلیکیشن های رایگان اول مارکت شرکت کنید، عدد 1 را بفرستید و گرنه برای کنسل، عدد 7 را بزنید.

4- در اینجا تازه چشم شما به این حرف اضافه "واو" که زیرش خط کشیدم باز می شود که مبادا تا این کد 1 را نزنیم قرعه کشی مان پر؟؟؟ لذا با خود فکر می کنید چه بهتر 90 هزار تومان شارژ رایگان داره پس بهتره بزنم، جهنم!

توضیح اینکه هر آدم تحصیلکرده ای می داند حرف اضافه "واو" در آئین نگارش و ادبیات فارسی معنای ربط می دهد و به واو عطف مشهور است لذا دو گزاره متصل به هم هستند لذا این پیامک کلاً ابهام دارد.

چرا ابهام دارد؟؟؟.... (بقول آقای قرائتی) بگین: اصولاً شگرد این دلالان حقه باز پیامکی ، در نوشتن متن مبهم در پیامک می باشد. تا به خودتان بیایید می فهمید که حسابتان را خالی کرده اند بدون آنکه در قبال آن به شما چیزی بفروشند یا سود و منفعتی به شما برسد!

5- بعد از زدن عدد 1 ، تازه شاخکهای بیشتری از شما تکون میخوره، سلولهای خاکستری مغز شما تازه با دیدن این پیامک متوجه میشه که دارن آروم آروم...آره !!! (بوق). عین پیامک اول مارکت را در این مرحله از دزدی با هم ببینیم :
مخاطب گرامی برای خرید بسته و دریافت هدیه 90 هزار تومانی شارژ خرید از اول مارکت و حضور در قرعه کشی بزرگ اول مارکت شامل یک خودروی BMW328 ، یک خودرو سانتافه،200 گوشی هوشمند و 600 عدد تبلت مبلغ ده هزار تومان در حساب شما منظور خواهد شد. اگر از خرید خود اطمینان دارید عدد 3 را برای تایید به همین شماره (3080، 30703 ، 3078924001 ) ارسال نمایید. اول مارکت !
اینجاست که شما :
معنی : منظور خواهد شد= شما 10000تومان بدهکار اول مارکت شده اید!

6- حالا شما اگر تا این مرحله پیش آمده باشید 20 هزار تومان از شما دزدی شده اگر ادامه دهید تا مبلغ 100 هزار تومان از شما سرقت می شود. اگر این مبلغ در گوشی اعتباری تان هم نباشد روی قبض موبایلتان خواهد آمد بصورت ماهیانه 10 هزار تومان از شما سرقت می کنند بدون اجازه شما.اینجا یاد هاردی میافتم وقتی لورل داشت شیپور میزد، جیغ میزد: بووووق بووووق ! آمپر چسبونده بود.

7- اگر بخواهید کد 7 را بزنید و یا 1off بزنید، دل خوش نباشید، چرا که مثل من فریب می خورید حتی پیامک لغو عملیات برای شما می آید ولی به حسابتان یک پاپاسی هم بر نمی گردانند.

8- اگر تا مرحله آخر بروید و بگویید به جهنم و درک، کد 3 را هم تایید بزنید، چه؟؟؟ یک بامبولی روی صفحه گوشی ظاهر میشود که اپلیکیشن ت...می اول مارکت را دانلود کنید. اگر شانس بیارید و نصب بشه، اگر علاوه بر صد هزار تومان ، باز هم بتوانند شیره شما را بکشند، در آنصورت احتمال قوی به شما کد قرعه کشی می فرستند. خلاف وعده ی فقط با ده هزار تومان !!! یعنی با ده هزارتومان اول ، فقط شما را خر کرده اند. با عرض پوذش.

9- حالا توضیحات این اپلیکیشن کذایی کلاهبردار مارکت اینکه اکثر گوشی های هوشمند اندرویدی که بروز هستند، اصطلاحاً آنرا "پس می زنند" و قبول نمی کنند. چرا؟؟؟... (بقول آقای قرائتی ) بگین:
       چون اندروید درون گوشی بسیار امنیت بالا و قوی است و اجازه ورود بد افزار و نرم افزار مخرب به درون گوشی را نمی دهد چون این ها به اطلاعات گوشی شما صدمه میزنند. یعنی علاوه بر دزدی مالی، دزدی اطلاعات هم ممکن است بشوید!

      اصلا! گیرم که این اپلیکیشن کذایی درست کار کند، دزدی هم نکند، آیا می دانید بسیاری از فروشگاه های اندرویدی سراسر دنیا، این نرم افزارها را مجانی و رایگان به شما می دهند؟ ولی اول مارکت و آقای مهران مدیری سر شما منّت می گذارد که ما 100 هزار تومان رایگان شما را شارژ کرده ایم !!! همینها در گلکسی اپ و حتی ایران اپس یا فروشگاه پلی گیر می آید . حتی برعکس سراغ دارم نرم افزار بازی و گیم که همه جا رایگان است اما این اول کلاهبردار آنرا به قیمت 9000 تومان می فروشد. بقول مهران مدیری : ای جاااان . ای جاااان.

         توی سایت اول کلاهبردار مارکت هم که بروید، با زدن عدد 9 ، یا کارشناس به شما جواب نمی دهد یا شما را می پیچاند و می گوید ما همه چیز را در پیامک به شما گفته بودیم!
حدود 20 الی 30 میلیارد تومن از مردم دزدی میشه. یک میلیاردش نهایت میرن کلی تبلت چینی و گوشی چینی و ... بهمراه یکی دو تا ماشین شاسی بلند و بی ام و میخرن. خورده هاش هم میرن با زندان قرارداد می بندند که البته زندان هم سهم خودش رو بر میداره تا چند نفرو آزاد بکنه. این آزاد کردن زندانی ها بعنوان یک تبلیغه و اصلا جنبه معنوی نداره حواستون باشه.
       شما عزیز مهربان و خواننده این وبلاگ، منّت نهاده و در این اطلاع رسانی سهیم باشید. به هموطنان خود آگاهی بدهید و در این ثواب شریک باشید.خلاصه به هر وسیله که میتونی چه کلامی و زبانی چه با تلگرام و اینستاگرام و ...
بجاست که مراجع عظام و روحانیون با وجدان که همیشه برای احقاء حق مردم خونشان برای شریعت می جوشد بی تفاوت نگذرند.
هرجا که توانستید و راه داشت گزارش دهید. این خودروهای جوایز را هم یقین بدانید با پول ناحق خریده اند.

      نکته مهم دیگر این هست که از آنجاییکه نمی شود به برنامه نویسان ایرانی اعتماد کرد، حتی پس از لغو ارسال پیامک و لغو عضویت شما، این نرم افزار کذایی دزد مارکت، تا ماه ها اقدام به دزدی شارژ از شما می کند و این دزدی بصورت اتوماتیک و اتفاقی انجام می گیرد. شاید چند ماه یکبار ده یا بیست هزار تومان از گوشی شما کم کند بدون اینکه روحتان هم خبردار شود !!!


شما به هیچ وجه، از دستور العمل پشت پرده پیامکی آن برنامه خبر ندارید. ممکن است در پیامک نوشته باشند که کد 1 را برای تایید ارسال کنید، اما در برنامه نویسی پنهان که شما آنرا نمی بینید، ارسال کد 1 را اینطور تعریف کرده باشند که این برنامه مخرّب؛ یک برنامه و اپلیکیشنی را مجاز شده است که درون گوشی شما بدون اطلاع شما آپلود و جاسازی و ثبت نماید و این برنامه، بدون اینکه شما بدانید از طریق اینترنت با مرکز برنامه نویسی آن کلاهبردار مرتبط است و فقط کافی است شخص کلاهبردار، اراده کند تا که این برنامه مثل یک سارقی که در منزل شما پنهان شده است، سر به زنگاه اطلاعات و یا اموال شما را سرقت کند.
     ممکن است شما ماه ها قبل یک برنامه تفریحی پیامکی را فعال و پس ا استفاده غیر فعال کرده باشید ولی در اصل بدون اینکه متوجه باشید، 6 ماه بعد متوجه می شوید شارژ گوشی شما زود به پایان میرسد بدون اینکه استفاده خاصی از گوشی تان کرده باشید و یا اینکه به حساب خط دائم شماف مبلغ زیادی نوشته شده است.

       آی اون اپراتور پف.. اول مارکت که جواب مردم رو نمیدی ، آی 9990 که میگی آقای مدیری توضیح دادند میخواستی شرکت نکنی، آی اون پ. ف که میگی برو دادسرا، آی اون که گفتی به ما مربوط نمیشه، آی اون باشگاه خبرنگار جوان... دیگه نذارین بگم، شماها ناسلامتی اسم خودتون رو شیعه گذاشتین، هر سال دو کیلو اشک برا امام حسین میریزین، آیا اینه مسلمانی که مردم مظلوم رو بپیچونید؟؟؟ همش ادّعا، بعد میگین چرا دعا میکنیم مستجاب نمیشه. باشه از منبر اومدم پایین.
       من به سهم خودم از وقتی که از من تلف شده در نوشتن و ارسال گزارش و پولی که از من حرام شده، و اعصابی که خورد شده، به لحاظ مادی و معنوی، آقای مهران مدیری و ... را حلال نخواهم کرد و سر پل صراط، هر چه هم که ما را خندانده باشد، با گریه و عذاب ملاقاتش خواهم کرد مگر اینکه تمام این اموال دزدی را به ما برگرداند.
لینک به مطلب هشدارهای امنیتی که حتما باید بدانید اینجا کلیک کنید.


جناب مهران مدیری عزیز از شما خواهش می کنم مال دنیا را به خشم مردم دنیا ترجیح ندهید و مثل قبل محبوب دل ما باشید:

باز آ .. بازا ... هر آنچه هستی بازا                       گرکافـر و گر گبـرو بت پرستی بازا
این درگــه ما درگـــه نامیدی نیست                        صدبار اگـر تـوبه شکــستی بازا

با توجه به همه قراین و احوال می توان براحتی حدس زد که مسئولین همراه اول از افراد بسیار ذی نفوذ در نظام هستند بطوریکه قوای مجریه و قضائیه تاکنون هیچ اقدامی در این خصوص انجام نداده اند. حالا یک سوال: شما که از مسئولین رده بالای نظام جمهوری اسلامی هستید باید الگو و نمونه ی یک مسلمان باشید و حالا که نیستید، ما مجازیم تا به همه دیگر مسئولین کشور به دیده شک و تردید نگاه کنیم. شما باعث می شوید تا هیچکس به این نظام، اعتنا نکند. شرم بر شما باد.


کلیه شاکیان و متضرّرین از اول مارکت به این آدرس می توانند مراجعه و شکایت خود را مکتوب نمایند:

https://195.ict.gov.ir

سامانه پاسخگویی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

ماه ها بعد از نوشتن این مطلب از همین سامانه ده هزارتومن از پولم که همراه اول دزدیده بود برگرداندند. اول مارکت کلاهبردار شش ماه بعد از اولین تماس پیامکی و اعلام شماره، از من بدون اطلاعم پول کشیده بود بیرون. شما هم شک نکنید که اینها کلاهبردارن.یاعلی 
Save Save Save

نوع مطلب : داستان واقعی 
دنبالک ها: خبرنامه دانشجویان  شفاف سازی  اندروید زوم 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مطالب مهمّ در رانندگی (در ایران)

نویسنده :سهیل بی نشون
تاریخ:سه شنبه 27 تیر 1391-03:37 ب.ظ


این تجربیات شخصی ام
در رانندگی در ایران هست که در هیچ کتاب رانندگی نوشته نشده :

در حین رانندگی در ایران مواظب این چند مورد باشید:

 

1- تاکسی ها


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()