تبلیغات
تقدیر - نقد سریال پایتخت 5

ساقیا بده جامی زان شراب روحانی ... تا دمی بیاسایم زین غبار جسمانی

نقد سریال پایتخت 5

نویسنده :سهیل بی نشون
تاریخ:سه شنبه 21 فروردین 1397-11:36 ب.ظ



نقد سریال پایتخت 5
 
     در اینکه چقدر دست اندرکاران این سریال برای فراهم کردن آن تلاش و هزینه داشتند شکی ندارم. قصد من فقط نقد سریال هست. هدفم بهبود کارایی و عملکرد سریال و فیلم توسط کارگردانان محترم می باشد. این را هم بگویم که بنده هیچ تخصص در زمینه هنر فیلم ندارم و فقط یک تماشاچی ساده هستم.

    1- بهتاش:
        سوالات بسیاری در اذهان بینندگان ایجاد می شود که چرا بهتاش (که اشتباهاً بسیاری منجمله خودم ابتدا فکر می کردیم که نامش "بهداشت" است) براحتی به نقی و بقیه دروغ می بافد؟ چرا بهتاش با قد بلند معرفی شده است؟ از این قد بلندش در فیلم چه استفاده ای شده است؟ چرا بهتاش موهایش را شبیه موهای بسیاری از همجنس بازان رنگ کرده است؟ چرا بهتاش همیشه دردسرساز و بی ادب است؟ چرا با اینکه دست و پا چلفتی است و یکبار هم ممکن بود همه اعضاء خانواده را به کشتن بدهد( بخاطر مصرف سیگار حاوی مواد افیونی)، باز با این حال به او سلاح می دهند؟

     2- رحمان و رحیم:
           بسیاری از ما هنوز نمی دانیم تاثیر این دو کاراکتر در سریال چه بوده است؟ دو برادر دوقلو که ظاهرا آشنایی به موسیقی و گیتار دارند و به ندرت اجراء کوچکی انجام می دهند. حتی در کار آرایشگری ناوارد هستند و در ترکیه همراه با بهتاش ایجاد درد سر می کنند. می توان گفت بخاطر ضعف نقش آنها، از قدرت سریال کاسته شده است. خیلی ها برایشان سوال بود که چرا در این سریال به مدلهای موی نامتعادل این دوقولوها، بهتاش و کاراکتر صاحب آرایشگاه اشاره زیادی شده است؟

     3- سارا و نیکا:
           که بعنوان دختران خانم ریما نقش آفرینی می کنند، عملا دیالوگ خاصی ندارند. مهمترین نقش آنها در قسمت آخر و تحریک احساسات مردم بوده. آنجا که داعشی آنها را حوری خطاب می کند و با پوتین خود، چانه یکی از آنها را بالا می آورد. درحالیکه می توانستند عملکرد قوی تری داشته باشند. اینها ضعف نویسندگی سریال است.

     4- بابا پنجعلی:
            با اینکه این کاراکتر را یک هنرپیشه قدیمی و کارکشته یعنی آقای علیرضا خمسه بعهده داشت، عملکرد چشمگیری ارائه نداد. محدود میشد به نمازخواندن و دیالوگهای بسیار کوتاه مثل: نقی! ، منم میام! نهار نخِردم! الکی میگه! بریم علی آباد! علی آباده؟! بخوابونم توی گوشِت؟! این نقش با این وضعیتها را می توانستند به یک پیرمرد واقعی بدهند با عکس العملهای واقعی تر و هزینه کمتر البته! درست است که ایشان شخصیت محبوبی در سینما هستند، همین موضوع، توقع بینندگان را بیشتر بالا می برد. لذا بیننده انتظار بیشتری دارد. کار خاصی در کل از ایشان ندیدیم!!! همچنین در لب ساحل دیدیم که ایشان عینک خود را به دست دارند ولی از قرار معلوم بقیه حتی ساعت مچی و زیور آلاتشان در طوفان سهمگین دریا گم شده بود!!!

     5- زن انگلیسی- الیزابت :
           این شخصیت گرچه در سریال بعنوان یک داعشی معرفی شده است ولی نکته اینجاست که با توجه به چیزی که خود این کاراکتر می گوید، برای دیدن شوهرش به سوریه آمده! پس هیچ انتظاری نداریم که او بتواند بر تمام سلاح ها مسلط باشد و مثلا بداند چطور با تیربار نفربر شلیک کند یا با سلاح ام 16 دقیقا بتواند در حین حرکت خودرو، پیشانی نفر را هدف بگیرد. ولی در سریال، به بقیه مشاوره می دهد که چطور شلیک کنند. و نیز داستان اینکه چطور از دست داعشی که او را برای عقد گرفته بود براحتی فرار کرده است جای بسی ابهام و سوال است که در سریال، برای بیننده نامفهوم و پاسخ داده نشده باقی ماند! و هم چنین از نگاه بنده، ایشان بسیار بسیار فهیم تر و باهوش تر از تمام کاراکترهای دیگر عمل کردند. از لحاظ فکری و عملی از همه ایرانیها و عراقیها سرتر بودند. موقع نماز جماعت ایرانیها و اعراب سوری، به چیز درستی فکر می کند، موقع خواب به فکر نگهبانی دادن است و تذکر می دهد، موقع سوار شدن به نفر بر می داند که باک نفربر کجاست ولی با این مهارتها در قسمت آخر، به او هیچ سلاحی داده نمی شود. می توانست از درون زیرزمینی که با بقیه زن و بچه ها بود براحتی فرار کند و سلاح گیر بیاورد اگر آموزش دیده بود!

از دید نظامی:

    بعنوان کسی که در زمینه نظامی کار کرده ام، متعجب هستم که چطور با اینکه از سلاح جنگی واقعی درون سریال استفاده شده ولی حتی یک مربی کار کشته آنجا نبوده که مشاوره نظامی بدهد تا ضعف های سریال را بپوشاند!
- در هنگامیکه نفربر جنگی سوار می شوند و از آن روستا خارج می شوند، از کنار یک نفربر راکد دیگر براحتی عبور می کنند! بدون اینکه توقف کنند و آنرا بازرسی کنند تا احتمالا مهمات و مواد غذایی و سوخت پیدا کنند.
- در همین مسیر روستا به طرف لازغیه، با خودروی داعش روبرو شده و موفق به انهدام و کشتن آنها می شوند ولی حتی یک دقیقه به خودشان زحمت جمع آوری غنایم نمی کنند! با اینکه حداقل الیزابت داعشی باید حرفه ای باشد! (با دلایلی که قبلا گفتم) و یک حرفه ای بخاطر حفظ جان خودش هم شده مهمات سلاحش را باید تامین کند.
- در هنگامی که به کارخانه آمدند، هیچ نگهبانی نگماردند و باز ما از الیزابت انتظار مشاوره داشتیم. ولی او در قسمت کارخانه، هیچ کارایی خاصی نداشت!!!
- انتظار داشتم تا بعد از هلاکت داعشی ها در کارخانه، فوراً از جعبه های مهمات استفاده کنند یا حداقل بقیه افراد بزرگسال حتی سارا و نیکا را مسلح کنند ولو با یک نارنجک دستی. وقتی که پسر سوری جرات کرد که فرار نکند و نعش پدرش را عقب بکشد، پس چرا ایرانیها این جرات را نداشتند که بقیه نعشها را مخفی کنند؟؟؟ آمبولانس را هم مخفی میکردند. یا با آمبولانس و یا تویوتا به طرف نفربر حرکت میکردند.
- در کل برای همه عجیب بود که چرا شخصیت "نقی" که پشت هم غش و ضعف می کند، بتواند شاهکار آفرینی کند و کار آخر را یکسره کند!!!
- برای همه عجیب بود که چرا فرد داعشی نتوانست یک نفر بر زرهی را از فاصله 50 متری با ده متر خطا هدفگیری کرده و خودروی کناری را منهدم کند! (شاید هم مواد توهم زا مصرف نموده بود الله اعلم! )
- در هنگام شلیک دوشکای نفربر، پوکه های ام 16 نشان داده می شود که در یکجا بطور متمرکز ریخته شده است!!! اولا که کالیبر دوشکا 12 میلیمتری و بزرگتر است و ثانیا در هنگام شلیک هر سلاحی پوکه ها بطور نا هماهنگ در هوا پرتاب می شوند و خیلی به ندرت مگر اینکه درجا هزاران تیر بزنند تا سی تا پوکه فشنگ در یکجا متمرکز یافت شود!

فعلا همینها به ذهنم رسید که بنویسم . منتظر نظراتتان هستم. لطفا از بقیه مطالبم دیدن کنید. با تشکر
          




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.